کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰ - ز بس که هجر تو لاغر میان بکاست تنم...

1

ز بس که هجر تو لاغر میان بکاست تنم

قسم به جان تو کزین تهیست پیرهنم

2

مرا که پیش زبان دم نمی زند شمشیر

بیا تو با دم شمشیر زن که دم نزنم

3

ز خویشتن به جهان هرکسی خبر دارد

خلاف من که نباشد خبر ز خویشتنم

4

حدیث لعل تو تا بر زبان من جاریست

زنند خلق شب و روز بوسه بر دهنم

5

اگر نظر بکنم بی تو بر شمایل غیر

دو چشم خویش به انگشت خویشتن بکنم

6

اگرچه زار و ضعیفم ولی به قوت عشق

به جز تو گر همه شیرست پنجه درفکنم

7

پس از هلاک تنم گر به دجله غرق کنند

ز سوز آتش دل دود خیزد از کفنم

8

حدیث زلف بتان سر کنم چو قاآنی

گمان برند خلایق که نافه ختنم

متن شعر کپی شد.