کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۴ - به رنگ و بوی جهانی نه بلکه بهتر از آنی...

1

به رنگ و بوی جهانی نه بلکه بهتر از آنی

به حکم آنکه جهان پیر گشته و تو جوانی

2

ستاره ای نه مهی نه فرشته ای نه گلی نه

که هرچه گویمت آنی چو بنگرم به از آنی

3

که گفت راحت روحی نه راحتی که بلایی

که گفت جوشن جانی نه جوشنی که سنانی

4

ز خط و خال تو بردم گمان که آهوی چینی

چو پنجه با تو زدم دیدمت که شیر ژیانی

5

فتد که آیی و بنشینی و می آرم و نوشی

به پای خیزی و بوسی دهی و جان بستانی

6

جهان به روی تو تازه است و جان به بوی تو زنده

جهان جان تویی امروز از آنکه جان جهانی

7

همین نه آفت شهری که آفت دل و دینی

همی نه فتنه ملکی که فتنه تن و جانی

8

ترا ذخیره راحت شمردم از همه عالم

چو نیک دیدمت آخر نیی ذخیره زیانی

9

امان خلق نیی از برای خلق عذابی

بهار عیش نیی در فنای عیش خزانی

10

به نام ماه زمینی به بام مهر سپری

ز روی باغ جنانی به خوی داغ جهانی

11

به قهر گفتمش آخر صبور بی تو نشینم

به خنده گفت صبوری ز چون منی نتوانی

12

خلاف شرط ادب هست ورنه همچو اسیران

به سوی خود کشمت با کمند جذب نهانی

13

منم حجاب ره تو چه باشد ار ز عنایت

مرا ز من برهانی به خویشتن برسانی

14

تو ای ستاره خاکی ز چهر پرده برافکن

که پرده مه و خورشید و اختران بدرانی

15

چگونه در سخن آید حدیث روی نکویت

که حد حسن تو برتر بود ز درک معانی

16

ز بیخودی شبی آخر دو طره تو بگیرم

بخایمت لب و دندان چنانچه دیده و دانی

17

کتاب شعر تو قاآنی ار بجوی نهد کس

ز آب یک دو قدم بیشر رود ز روانی

متن شعر کپی شد.