کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱ - به هر چه وصف نمایم ترا به زیبایی...

1

به هر چه وصف نمایم ترا به زیبایی

جمیل تر ز جمالی چو روی بنمایی

2

صفت کنند نکویان شهر را به جمال

تو با جمال چنین در صفت نمی آیی

3

به ناتوانی من بین ترحمی فرما

که نیست با تو مرا پنجه توانایی

4

مگر معاینه ات بنگرند و بشناسند

که چون ز چشم روی در صفت نمی آیی

5

به حد حس تو زیور نمی رسد ترسم

که زشت تر شوی ار خویشتن بیارایی

6

تفاوت شب و روز از برای ماست نه تو

از آن سبب که تو خود مهر عالم آرایی

7

شب وصال تو دانستم از چه کوتاهست

تو خود ستاره روزی چو پرده بگشایی

8

مگس ز سر ننهد شوق عشق شیرینی

بابرویی که ترش کرده است حلوایی

9

ز خاکپای عزیز تو بر ندارم سر

که نیست از تو مرا طاقت شکیبایی

10

به قول مدعیان از تو برندارم دست

وگر ز عشق توکارم کشد به رسوایی

11

مگر تو با رخ خود بعد ازین بورزی عشق

از آنکه هم گل و هم عندلیب گویایی

12

به سرو و ماه از آن عاشقست قاآنی

که ماه سروقد و سرو ماه سیمایی

متن شعر کپی شد.