کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳ - تو را رسمست اول دلربایی...

1

تو را رسمست اول دلربایی

نخستین مهر و آخر بی وفایی

2

در اول می نمایی دانه خال

در آخر دام گیسو می گشایی

3

چو کوته می نمودی زلف گفتم

یقین کوته شود شام جدایی

4

ندانستم کمند طالع من

ز بام وصل یابد نارسایی

5

برآن بودم که از آهن کنم دل

ندانستم که تو آهن ربایی

6

من آن روز از خرد بیگانه گشتم

که با عشق توکردم آشنایی

7

نپندارم که باشد تا دم مرگ

گرفتار محبت را رهایی

8

مرا شاهی چنان لذت نبخشد

که اندر کوی مه رویان گدایی

9

سحر جانم برآمد بی تو از لب

گمان بردم تویی از در درآیی

10

چو دیدم جان محزون بود گفتم

برو دانم که بی جانان نپایی

متن شعر کپی شد.