کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۴۵ - هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من...

1

هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من

هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من

2

خاک را و خاکیان را این همه جوشش ز چیست

ریخت بر روی زمین یک جرعه از خمار من

3

هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است

منگر اندر کار خویش و بنگر اندر کار من

4

در بهاران گشت ظاهر جمله اسرار زمین

چون بهار من بیاید بردمد اسرار من

5

چون به گلزار زمین خار زمین پوشیده شد

خارخار من نماند چون دمد گلزار من

6

هر کی بیمار خزان شد شربتی خورد از بهار

چون بهار من بخندد برجهد بیمار من

7

چیست این باد خزانی آن دم انکار تو

چیست آن باد بهاری آن دم اقرار من

متن شعر کپی شد.