کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۵۶ - سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن...

1

سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن

آستین را می فشاند در اشارت سوی من

2

همچو چشم کشتگان چشمان من حیران او

وز شراب عشق او این جان من بی خویشتن

3

زیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقام

در صفای صحن رویش آفت هر مرد و زن

4

مرغ جان اندر قفس می کند پر و بال خویش

تا قفس را بشکند اندر هوای آن شکن

5

از فلک آمد همایی بر سر من سایه کرد

من فغان کردم که دور از پیش آن خوب ختن

6

در سخن آمد همای و گفت بی روزی کسی

کز سعادت می گریزی ای شقی ممتحن

7

گفتمش آخر حجابی در میان ما و دوست

من جمال دوست خواهم کو است مر جان را سکن

8

آن همای از بس تعجب سوی آن مه بنگرید

از من او دیوانه تر شد در جمالش مفتتن

9

میر مست و خواجه مست و روح مست و جسم مست

از خداوند شمس دین آن شاه تبریز و زمن

متن شعر کپی شد.