کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۶ - چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم...

1

چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم

که غم تو به بازیچه می برد دینم

2

فروغ آیینه ام بی چراغ مجلس نیست

کجاست سرمه کش دیده خدا بینم

3

امام شهر که مستم ندیده، حیران بود

بیا بگو به تماشا، کنون که رنگینم

4

ز من فراغت فردوس دور باد که من

بساط ماتمیان بر فراغ می چینم

5

ز نور ناصیه من صباح می تابد

شبی که دختر زر بود شمع بالینم

6

چکد ز هر سر مویم هزار چشمه زهر

از آن به چشم دل اهل درد شیرینم

7

هزار غم سر غم کرده ام ولی در دل

غم تو ریشه فرو کرد، می کشد اینم

8

روم به میکده، عرفی، که بشکنم توبه

مباد محتسب از دل بیرون کند کینم

متن شعر کپی شد.