کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۱۰ - به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم...

1

به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم

طعن شادی به دل سوخته از غم زده ایم

2

دل به رسوایی ما خوش مکن ای عشق که ما

طبل ناموس تو بر بام دو عالم زده ایم

3

بزم مقصود بچینید کز آشوب جنون

صد ره این بزم فروچیده و برهم زده ایم

4

برو ای غیر که خاموش لبان می دانند

که بر این رشته گره بهر که محکم زده ایم

5

مژده ای زخم که ناموس کلیدش گم کرد

قفل الماس که ما بر در مرهم زده ایم

6

عرفی از باده غم نشا ی شادی مطلب

این نه جامی است که در انجمن جم زده ایم

متن شعر کپی شد.