غزل · مولوی
غزل شماره ۱۹۷۴ - ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین...
1
ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین
2
از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین
3
یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین
4
یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین
5
یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین
6
یا ز الم نشرح روان کن چارجو در سینه ام
جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
7
ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی
مصطفی ما جاء الا رحمه للعالمین