کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۹۶ - چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان...

1

چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان

چه خیالات دگر مست درآید به میان

2

گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند

وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان

3

هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند

همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان

4

سخنم مست شود از صفتی و صد بار

از زبانم به دلم آید و از دل به زبان

5

سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست

همه بر همدگر افتاده و در هم نگران

6

همه بر همدگر از بس که بمالند دهن

آن خیالات به هم درشکند او ز فغان

7

همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است

همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان

8

ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم

تا مفرح شود آن را که بود دیده جان

متن شعر کپی شد.