کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۹۸ - به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن...

1

به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن

به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن

2

به خدا چرخ همان دید که من دیدستم

ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن

3

گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی

گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن

4

گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست

گفت کاهش دهدم فایده بالیدن

5

فایده زفت شدن در کمی و کاستن است

از پی خرج بود مکسبه ها ورزیدن

6

پر پروانه پی درک تف شمع بود

چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن

7

در فنا جلوه شود فایده هستی ها

پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن

8

پس خمش باش همی خور ز کمان هاش خدنگ

چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن

متن شعر کپی شد.