غزل · مولوی
غزل شماره ۲۰۱۷ - آمد آمد در میان خوب ختن...
1
آمد آمد در میان خوب ختن
هر دو دستت را بشو از جان و تن
2
داد شمشیری به دست عشق و گفت
هرچ بینی غیر من گردن بزن
3
اندر آب انداز الا نوح را
هر که باشد خوب و زشت و مرد و زن
4
هر که او اندر دل نوح است رست
هر که در پستی است در دریا فکن