غزل · مولوی
غزل شماره ۲۰۲۱ - صبحدم شد زود برخیز ای جوان...
1
صبحدم شد زود برخیز ای جوان
رخت بربند و برس در کاروان
2
کاروان رفت و تو غافل خفته ای
در زیانی در زیانی در زیان
3
عمر را ضایع مکن در معصیت
تا تر و تازه بمانی جاودان
4
نفس شومت را بکش کان دیو توست
تا ز جیبت سر برآرد حوریان
5
چون بکشتی نفس شومت را یقین
پای نه بر بام هفتم آسمان
6
چون نماز و روزه ات مقبول شد
پهلوانی پهلوانی پهلوان
7
پاک باش و خاک این درگاه باش
کبر کم کن در سماع عاشقان
8
گر سماع عاشقان را منکری
حشر گردی در قیامت با سگان
9
گر غلام شمس تبریزی شدی
نعره زن کالحمد لک یا مستعان