غزل · مولوی
غزل شماره ۲۰۳۶ - امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن...
1
امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن
آورد بار دیگر یک یک ببسته گردن
2
رو رو تو در گلستان بنگر به گل پرستان
یک لحظه سجده کردن یک لحظه باده خوردن
3
نگذارد آن شکرخو بر ما ز ما یکی مو
چون صوفیان جان را این است سر ستردن
4
دندان تو چو شد سست بر جاش دیگری رست
می دانک همچنین است بر مرد جان سپردن
5
ای خصم شمس تبریز ای دزد راه و منکر
می باش در شکنجه از خویش و درفشردن