کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۵۱ - می بینمت که عزم جفا می کنی مکن...

1

می بینمت که عزم جفا می کنی مکن

عزم عتاب و فرقت ما می کنی مکن

2

در مرغزار غیرت چون شیر خشمگین

در خونم ای دو دیده چرا می کنی مکن

3

بخت مرا چو کلک نگون می کنی مکن

پشت مرا چو دال دوتا می کنی مکن

4

ای تو تمام لطف خدا و عطای او

خود را نکال و قهر خدا می کنی مکن

5

پیوند کرده ای کرم و لطف با دلم

پیوند کرده را چه جدا می کنی مکن

6

آن بیذقی که شاه شده ست از رخ خوشت

بازش به مات غم چه گدا می کنی مکن

7

آن بنده ای که بدر شد از پرتو رخت

چون ماه نو ز غصه دوتا می کنی مکن

8

گر گبر و مومن است چو کشته هوای توست

بر گبر کشته تو چه غزا می کنی مکن

9

بی هوش شو چو موسی و همچون عصا خموش

مانند طور تو چه صدا می کنی مکن

متن شعر کپی شد.