کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۶۷ - ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون...

1

ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون

خیره عشقت چو من این فلک سرنگون

2

می در و می دوز تو می بر و می سوز تو

خون کن و می شوی تو خون دلم را به خون

3

چونک ز تو خاسته ست هر کژ تو راست است

لیک بتا راست گو نیست مقام جنون

4

دوش خیال نگار بعد بسی انتظار

آمد و من در خمار یا رب چون بود چون

5

خواست که پر وا کند روی به صحرا کند

باز مرا می فریفت از سخن پرفسون

6

گفتم والله که نی هیچ مساز این بنا

گر عجمی رفت نیست ور عربی لایکون

7

در دل شب آمدی نیک عجب آمدی

چون بر ما آمدی نیست رهایی کنون

متن شعر کپی شد.