غزل · مولوی
غزل شماره ۲۰۶۸ - بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین...
1
بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین
باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین
2
دشمن جان های ماست دوستی دوستان
مادر فتنه شده ست حامله یا مسلمین
3
آفت عالم شده ست ماه رخی زهره سوز
فتنه آدم شده ست سنبله یا مسلمین
4
لاف ز شه می زند سکه ز مه می زند
بر سر ره می زند قافله یا مسلمین
5
ای شده شب روز ما ز آنک دل افروز ما
از رخ ما برفروخت مشعله یا مسلمین
6
چون خرد نیک پی در چله شد پیش وی
جوش برآرد چو می در چله یا مسلمین
7
عشق چو آمد پدید عقل گریبان درید
از پی بی دل رسید مشغله یا مسلمین
8
بدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماند
بر دم گاوان شود زنگله یا مسلمین
9
ناله ز هجر و زوال خاست ز ذوق وصال
دانک بسی شکرهاست در گله یا مسلمین