کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۸۱ - نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان...

1

نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان

مرا به خوان تو باید هزار حلق و دهان

2

بیا که آب حیاتی و بنده مستسقی

نه بنده راست ملالت نه لطف راست کران

3

بیا که بحر معلق تویی و من ماهی

میان بحرم و این بحر را کی دید میان

4

ز بحر توست یکی قطره آب خاک آلود

که جان شده ست به پیش جماعتی بی جان

5

بیا بیا که تویی آفتاب و من ذره

به پیش شعله رویت چو ذره چرخ زنان

متن شعر کپی شد.