کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۰۰ - چند بوسه وظیفه تعیین کن...

1

چند بوسه وظیفه تعیین کن

به شکرخنده ایم شیرین کن

2

آن دلت را خدای نرم کناد

این دعای خوش است آمین کن

3

مگر این را به خواب خواهم دید

من بخسبم کنار بالین کن

4

ای فسون اجل فراق لبت

رو فسون مسیح آیین کن

5

عرصه چرخ بی تو تنگ آمد

هین براق وصال را زین کن

6

حسن داری وفاست لایق حسن

حسن را با وفا تو کابین کن

7

چون بمیرند رحم خواهی کرد

آنچ آخر کنی تو پیشین کن

8

حاجیان مانده اند از ره حج

داروی اشتران گرگین کن

9

تا به کعبه وصال تو برسند

چاره آب و زاد و خرجین کن

10

ای دو چشم جهان به تو روشن

این جهان را تو آن جهان بین کن

11

از تجلی آفتاب رخت

چشم و دل را چو طور سینین کن

12

بس کنم شد ز حد گستاخی

من کی باشم که گویمت این کن

13

گر نبود این سخن ز من لایق

آنچ آن لایق است تلقین کن

14

شمس تبریز بر افق بخرام

گو شمال هلال و پروین کن

متن شعر کپی شد.