کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۱۵ - بازرسید آن بت زیبای من...

1

بازرسید آن بت زیبای من

خرمی این دم و فردای من

2

در نظرش روشنی چشم من

در رخ او باغ و تماشای من

3

عاقبت امر به گوشش رسید

بانگ من و نعره و هیهای من

4

بر در من کیست که در می زند

جان و جهان است و تمنای من

5

گر نزند او در من درد من

ور نکند یاد من او وای من

6

دور مکن سایه خود از سرم

باز مکن سلسله از پای من

7

در چه خیالی هله ای روترش

رو بر حلوایی و حلوای من

8

هم بخور و هم کف حلوا بیار

تا که بیفزاید صفرای من

9

ریش تو را سخت گرفته ست غم

چیست زبونی تو بابای من

10

در زنخش کوب دو سه مشت سخت

ای نر و نرزاده و مولای من

11

مشک بدرید و بینداخت دلو

غرقه آب آمد سقای من

12

بانگ زدم کای کر سقا بیا

رفت و بنشنید علالای من

13

آن من است او و به هر جا رود

عاقبت آید سوی صحرای من

14

جوشش دریای معلق مگر

از لمع گوهر گویای من

15

گوید دریا که ز کشتی بجه

دررو در آب مصفای من

16

قطره به دریا چو رود در شود

قطره شود بحر به دریای من

17

ترک غزل گیر و نگر در ازل

کز ازل آمد غم و سودای من

متن شعر کپی شد.