کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۴۷ - چیست که هر دمی چنین می کشدم به سوی او...

1

چیست که هر دمی چنین می کشدم به سوی او

عنبر نی و مشک نی بوی وی است بوی او

2

سلسله ای است بی بها دشمن جمله توبه ها

توبه شکست من کیم سنگ من و سبوی او

3

توبه شکست او بسی توبه و این چنین کسی

پرده دری و دلبری خوی وی است خوی او

4

توبه من برای او توبه شکن هوای او

توبه من گناه من سوخته پیش روی او

5

شاخ و درخت عقل و جان نیست مگر به باغ او

آب حیات جاودان نیست مگر به جوی او

6

عشق و نشاط گستری با می و رطل ساغری

می رسد از کنارها غلغل وهای هوی او

7

مرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شد

تا نشود ز خود تهی پر نشود کدوی او

8

سایه که باز می شود جمع و دراز می شود

هست ز آفتاب جان قوت جست و جوی او

9

سایه وی است و نور او جمع وی است و دور او

نور ز عکس روی او سایه ز عکس موی او

10

ای مه و آفتاب جان پرده دری مکن عیان

تا ز فلک فرودرد پرده هفت توی او

11

چیست درون جیب من جز تو و من حجاب من

ای من و تو فنا شده پیش بقای اوی او

متن شعر کپی شد.