کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۷۳ - چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو...

1

چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو

هین نوبت دل می زن باری من و باری تو

2

در وحدت مشتاقی ما جمله یکی باشیم

اما چو به گفت آییم یاری من و یاری تو

3

چون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاری

زیرا که دوی باشد غاری من و غاری تو

4

در عالم خارستان بسیار سفر کردم

اکنون بکش از پایم خاری من و خاری تو

5

سرمست بخسپ ای دل در ظل مسیح خود

آن رفت که می بودیم زاری من و زاری تو

6

من غرقه شدم در زر تو سجده کنان ای سر

بی کار نمی شاید کاری من و کاری تو

7

هر کس که مرا جوید در کوی تو باید جست

گر لیلی و مجنون است باری من و باری تو

8

دزدی که رهی می زد هنگام سیاست شد

اکنون بزنیم او را داری من و داری تو

9

خاموش که خاموشی فخری من و فخری تو

در گفتن و بی صبری عاری من و عاری تو

متن شعر کپی شد.