کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۷۹ - تو جام عشق را بستان و می رو...

1

تو جام عشق را بستان و می رو

همان معشوق را می دان و می رو

2

شرابی باش بی خاشاک صورت

لطیف و صاف همچون جان و می رو

3

یکی دیدار او صد جان به ارزد

بده جان و بخر ارزان و می رو

4

چو دیدی آن چنان سیمین بری را

بده سیم و بنه همیان و می رو

5

اگر عالم شود گریان تو را چه

نظر کن در مه خندان و می رو

6

اگر گویند رزاقی و خالی

بگو هستم دو صد چندان و می رو

7

کلوخی بر لب خود مال با خلق

شکر را گیر در دندان و می رو

8

بگو آن مه مرا باقی شما را

نه سر خواهیم و نی سامان و می رو

9

کیست آن مه خداوند شمس تبریز

درآ در ظل آن سلطان و می رو

متن شعر کپی شد.