کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰۰ - ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو...

1

ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو

گر نگویی با کسی با عاشقان باری بگو

2

قصه کن در گوش ما گر دیگران محرم نیند

با دل پرخون ما پیغام دلداری بگو

3

آن مسیح حسن را دانم که می دانی کجاست

با کسی کز عشق دارد بسته زناری بگو

4

بانگ برزن عاشقی را کو به گل مشغول شد

گو که شرمت باد از آن رخ ترک گلزاری بگو

5

ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست

حال من دزدیده اندر گوش عیاری بگو

6

سوسنی با صد زبان گر حال من با او بگفت

تو چو نرگس بی زبان از چشم اسراری بگو

7

با چنان غیرت که جان دارد بگفتم پیش خلق

شمس تبریزی بگویم گفت جان آری بگو

متن شعر کپی شد.