غزل · مولوی
غزل شماره ۲۲۱۰ - طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او...
1
طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
تو ببین قدرت حق را چو درآمد خوش و مست او
2
همه امروز چنانیم که سر از پای ندانیم
همه تا حلق درآییم و در این حلقه نشست او
3
چو چنین باشد محرم کی خورد غم کی خورد غم
به سبو ده می خوش دم که قدح را بشکست او
4
شه من باده فرستد به چه رو می نپرستم
هله ای مطرب برگو که زهی باده پرست او