کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۲۸ - جان ما را هر نفس بستان نو...

1

جان ما را هر نفس بستان نو

گوش ما را هر نفس دستان نو

2

ماهیانیم اندر آن دریا که هست

روز روزش گوهر و مرجان نو

3

تا فسون هیچ کس را نشنوی

این جهان کهنه را برهان نو

4

عیش ما نقد است وآنگه نقد نو

ذات ما کان است وآنگه کان نو

5

این شکر خور این شکر کز ذوق او

می دهد اندر دهان دندان نو

6

جمله جان شو ار کسی پرسد تو را

تو کیی گو هر زمانی جان نو

7

من زمین را لقمه ام لیکن زمین

رویدش زین لقمه صد لقمان نو

8

زرد گشتی از خزان غمگین مشو

در خزان بین تاب تابستان نو

متن شعر کپی شد.