غزل · مولوی
غزل شماره ۲۲۳۲ - به حریفان بنشین خواب مرو...
1
به حریفان بنشین خواب مرو
همچو ماهی به تک آب مرو
2
همچو دریا همه شب جوشان باش
نی پراکنده چو سیلاب مرو
3
آب حیوان نه که در تاریکی است
بطلب در شب و مشتاب مرو
4
شب روان فلکی پرنورند
تو هم از صحبت اصحاب مرو
5
شمع بیدار نه در طشت زر است
به زمین در تو چو سیماب مرو
6
شب روان را بنماید مه رو
منتظر شو شب مهتاب مرو