کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶۹ - با گله دوستان هست حلاوت بسی...

1

با گله دوستان هست حلاوت بسی

گر ز کسی نشنوی، خود گله ای کن، کسی

2

بر سر رنجور من این همه غم سر مده

کس نبرد دوزخی بر سر مشت خسی

3

آن چه بود در جهان مایه فخر خسان

یا زر و سیمی بود، یا قصب و اطلسی

4

من کیم از رهروان، راه روان کیستند

واپسی از قافله، قافله واپسی

5

گفتی از ابنای دهر، عرفی خوش لهجه کیست

بی هنری جاهلی، بی اثری ناکسی

متن شعر کپی شد.