غزل · مولوی
غزل شماره ۲۲۶۱ - بوقلمون چند از انکار تو...
1
بوقلمون چند از انکار تو
در کف ما چند خلد خار تو
2
یار تو از سر فلک واقف است
پس چه بود پیش وی اسرار تو
3
چند بگویی که همین بار و بس
چند از این چند از این بار تو
4
ای ز تو بیمار حبیب و طبیب
بسته ز ناسور تو تیمار تو
5
خورده می غفلت و منکر شده
بوی دهانت شده اقرار تو