کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷ - ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرست...

1

ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرست

قانع به هر چه باشد و فارغ ز هر چه هست

2

ای رند جرعه نوش، تو و محنت خمار

ما و نشاط مستی عشق از می الست

3

دی آن سوار شوخ کمر بست و جلوه کرد

در صورتی که هر که بدیدش کمر ببست

4

هر کس که دل به دست بتی داد همچو من

سنگی گرفت و شیشه ناموس را شکست

5

دل ها که می بری همه پامال می کنی

کاری نمی کنی که دلی آوری به دست

6

چون ابر دید اشک من از شرم آب شد

چون برق دید آه من از انفعال جست

7

آخر چو ره نیافت هلالی به بزم وصل

محروم از جمال تو در گوشه ای نشست

متن شعر کپی شد.