غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۵۰ - روز نوروزست سرو گل عذار من کجاست؟...
1
روز نوروزست سرو گل عذار من کجاست؟
در چمن یاران همه جمع ند یار من کجاست؟
2
مونسم جز آه و یا رب نیست شب ها تا به روز
آه و یا رب! مونس شب های تار من کجاست؟
3
گشته مردم، هر یکی امروز صید چابکی
چابک صیدافکن مردم شکار من کجاست؟
4
نیست یک ساعت قرار این جان بی آرام را
یا رب آن آرام جان بی قرار من کجاست؟
5
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال
مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟
6
روزگاری شد که دور افتاده ام آخر بپرس
کان سیه روز پریشان روزگار من کجاست؟
7
بود عمری بر سر کویت هلالی خاک ره
رفت بر باد و نگفتی خاک سار من کجاست؟