کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴ - عکس آن لب های میگون در شراب افتاده است...

1

عکس آن لب های میگون در شراب افتاده است

حیرتی دارم که چون آتش در آب افتاده است؟

2

ظاهرست از حلقه ای زلف و ماه عارضت

در میان سایه هر جا آفتاب افتاده است

3

چون طبیب عاشقانی گه گه این دل خسته را

پرسشی می کن که بیمار و خراب افتاده است

4

چون هلالی را به خاک آستانش دید گفت

این گدا را بین که بس عالیجناب افتاده است

متن شعر کپی شد.