غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۵۷ - دارم شبی که دوزخ از آن علامت ست...
1
دارم شبی که دوزخ از آن علامت ست
از روز من مپرس که آن خود قیامت ست
2
یا رب! ترحمی که ز سنگ جفای چرخ
ما دل شکسته ایم و ز هر سو ملامت ست
3
بر آستان عشق سر ما بلند شد
وین سربلندی از قد آن سروقامت ست
4
رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیب
این هم که رفت و باز نیامد کرامت ست
5
ثابت قدم فتاده هلالی به راه عشق
او را درین طریق عجب استقامت ست!