کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۵ - این چنین بی رحم و سنگین دل که جانان من ست...

1

این چنین بی رحم و سنگین دل که جانان من ست

کی دل او سوزد از داغی که بر جان من ست؟

2

ناصحا، بیهوده می گویی که دل بردار ازو

من به فرمان دلم کی دل به فرمان من ست؟

3

در علاج درد من کوشش مفرما، ای طبیب

زان که هر دردی که از عشقست درمان من ست

4

بی دلان را نیست غیر از جان سپردن مشکلی

آن چه ایشان راست مشکل، کار آسان من ست

5

من که باشم تا زنم لاف غلامی بر درش؟

بنده آنم که دولت خواه سلطان من ست

6

آن که بر دامان چاکم طعنه می زد گو بزن

کین چنین صد چاک دیگر در گریبان من ست

7

هرچه می گوید هلالی در بیان زلف او

حسب حال تیره بخت پریشان من ست

متن شعر کپی شد.