کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۰ - شیشه می دور از آن لب های می گون می گریست...

1

شیشه می دور از آن لب های می گون می گریست

تا دل خود را دمی خالی کند خون می گریست

2

دوش بر سوز دل من گریه ها می کرد شمع

چشم من آن گریه را می دید و افزون می گریست

3

آن نه شب بود در ایام لیلی هر صباح

آسمان شب تا سحر بر حال مجنون می گریست

4

سیل در هامون، صدا در کوه، می دانی چه بود؟

از غم من کوه می نالید و هامون می گریست

5

چیست دامان سپهر امروز پرخون از شفق؟

غالبا امشب ز درد عشق گردون می گریست

6

بر رخ زردم ببین خط های اشک سرخ را

این نشانی هاست که امشب چشم من خون می گریست

7

شب که می خواندی هلالی را و می راندی به ناز

در درون پیش تو می خندید و بیرون می گریست

متن شعر کپی شد.