کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳ - بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی ست...

1

بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی ست

شب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالی ست!

2

هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمی

ما غریبیم و تو بی رحم، غریب احوالی ست!

3

گر فتد مردم چشمم به رخت، روی مپوش

تو همان گیر که بر روی تو این هم خالی ست

4

بر لب چشمه نوشین تو آن سبزه خط

شکرستان تو را طوطی فارغ بالی ست

5

می روی تند که باز آیم و زارت بکشم

این نه تندی ست که در کشتن من اهمالی ست

6

قرعه بندگی خویش به نامم زده ای

این سعادت عجب ست! این چه مبارک فالی ست!

7

ماه من سوی هلالی نظری کرد و گذشت

کوکب طالع او را نظر اقبالی ست

متن شعر کپی شد.