کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶ - دگرم بسته آن زلف سیه نتوان داشت...

1

دگرم بسته آن زلف سیه نتوان داشت

آن چنانم که به زنجیر نگه نتوان داشت

2

تاب خیل و سپه زلف و رخی نیست مرا

روز و شب معرکه با خیل و سپه نتوان داشت

3

تا کی آن چاه ذقن را نگرم با لب خشک؟

این همه تشنه مرا بر لب چه نتوان داشت

4

دیده بربستم و نومید نشستم، چه کنم؟

بیش از این دیده به امید به ره نتوان داشت

5

با وجود رخ او دیدن گل کی زیباست؟

پیش خورشید، نظر جانب مه نتوان داشت

متن شعر کپی شد.