کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۲ - دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت...

1

دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت

چه ستم ها که ندیم به امید کرمت

2

دارم آن سر که به خاک قدمت سر بنهم

غیر از اینم هوسی نیست، به خاک قدمت

3

تویی آن پادشه مملکت حسن، که نیست

حشمت و خیل بتان درخور خیل و حشمت

4

لطف تو کم ز کم و جور تو بیش از بیش ست

می کنم شکر و ندارم گله از بیش و کمت

5

عاشق دل شده را موج غم از سر بگذشت

دست او گیر که افتاده به دریای غمت

6

رقم از مشک زدی بر ختن ای کاتب صنع

آفرین بر تو و بر خامه مشکین رقمت!

7

دفتر شرح غمت رفت هلالی همه جا

گر چه صد ره ببریدیم زبان قلمت

متن شعر کپی شد.