کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۶ - چه غم گر در سرم شوری ست از سودای گیسویت؟...

1

چه غم گر در سرم شوری ست از سودای گیسویت؟

سر صد همچو من بادا فدای هر سر مویت

2

تن چون موی را خواهم به گیسوی تو پیوستن

بدین تقریب خود را خواهم افگندن به پهلویت

3

به روی خوبت از روزی که خط بندگی دادم

ز غم های جهان آزادم ای من بنده رویت

4

به دور لاله و گل چون به گل گشت چمن رفتی

خجل شد آن یک از رنگ تو و آن دگر از بویت

5

از آن رو بر سر کویت قدم کردم ز فرق سر

که می خواهم نگردد پایمال من سر کویت

6

خدا را چون به پایت سر نهم رخ بر متاب از من

که میل سجده دارم پیش محراب دو ابرویت

7

نترسم گر به خون ریز هلالی تیغ برداری

ولی ترسم که آزاری رسد بر دست و بازویت

متن شعر کپی شد.