غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۸۸ - مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث...
1
مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث
بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث
2
رسیده بود گل، آن سرو هم به باغ آمد
بیار می، که یکی صد هزار شد باعث
3
نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گل
لطافت رخ آن گل عذار شد باعث
4
اگر به می کده رفتیم عذر ما بپذیر
که باده خوردن ما را خمار شد باعث
5
اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبود
فغان و ناله بی اختیار شد باعث
6
گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنج
که گردش فلک و روزگار شد باعث
7
قرار در شکن زلف یار خواهم کرد
بدین قرار دل بی قرار شد باعث
8
به مجلس تو هلالی کشید طعن رقیب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث