غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۹۲ - خوشا کسی که درین عالم خراب آباد...
1
خوشا کسی که درین عالم خراب آباد
اساس ظلم فگند و بنای داد نهاد
2
بیا بیا که از آن رفتگان به یاد آریم
که رفته اند و ازیشان کسی نیارد یاد
3
مکن اقامت و بنیاد خانمان مفگن
که دست حادثه خواهد فگندش از بنیاد
4
توانگری که در خیر بر فقیران بست
دری ز عالم بالا به روی او نگشاد
5
کسی که یافت بر احوال زیردستان دست
به ظلم اگر نستاند خدایش خیر دهاد
6
صنوبرا، تو چه دل بسته ای به هر شاخی؟
چو سرو باش که از بار دل شوی آزاد
7
چه خوش فتاد هلالی به بنده خانه عشق
برو غلامی این خاندان مبارک باد!