غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۹۳ - دوش با صد عیش بودی، هرشبت جون دوش باد...
1
دوش با صد عیش بودی، هرشبت جون دوش باد
گر چو خونم با حذیفان باده خوردی نوش باد
2
هر که جز کام تو جوید، باد یا رب تلخ کام
هر که جز نام تو گوید تا ابد خاموش باد
3
سرکشان را از رکابت باد طوق بندگی
حلقه نعل سمندت چرخ را در گوش باد
4
می گذشتی با ناز و می گفتند خلق
این قبای حسن دایم زیور آن دوش باد
5
گه گهی شب ها در آغوش خودت می بینم به خواب
دست من روزی به بیداری در آن آغوش باد
6
تا هلالی لعل می گون تو دید از هوش رفت
زین شراب لعل تا روز ابد مدهوش باد