کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۴ - بیا بیا که دل و جان من فدای تو باد...

1

بیا بیا که دل و جان من فدای تو باد

سری که بر تن من هست خاک پای تو باد

2

دلم به مهر تو صد پاره باد و هر پاره

هزار ذره و هر ذره در هوای تو باد

3

ز خانه تا به در آیی و پا نهی به سرم

سرم فتاده به خاک در سرای تو باد

4

تو را به بسمل من گر رضاست، بسم الله

بیا بیا که قضا تابع رضای تو باد

5

مقصرم ز دعا در جواب دشنامت

ملایک همه افلاک در دعای تو باد

6

مباد آن که رمد هرگز از بلای تو دل

درین جهان و در آن نیز مبتلای تو بود

7

به درد خوی گرفتم، دوا نمی خواهم

همیشه در دل من درد بی دوای تو باد

8

چه لطف بود رقیبا که رفتی از کویش؟

بدین ثواب که کردی بهشت جای تو باد

9

اگر هلالی بیچاره در هوای تو مرد

برای مردن او غم مخور، بقای تو باد

متن شعر کپی شد.