کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۵ - کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد...

1

کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد

فکر دل کن، که مرا دست و دل از کار افتاد

2

بهتر آنست که چون گل نشوی هم دم خار

چند روزی که گل حسن تو بی خار افتاد

3

می رود خون دل از دیده ولی دل چه کند؟

که مرا این همه از دیده خون بار افتاد

4

تا ابد پشت به دیوار سلامت ننهد

دردمندی که در آن سایه دیوار افتاد

5

گر به راه غمت افتاد هلالی غم نیست

در ره عشق ازین واقعه بسیار افتاد

متن شعر کپی شد.