کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۱ - روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟...

1

روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟

عمر من کم باد تا روز چنین کم بگذرد

2

دولت وصلت گذشت و محنت هجران رسید

آن گذشت، امید می دارم که این هم بگذرد

3

نگذرد، گر سال ها باشم به راهش منتظر

ور دمی غایب شوم، آید همان دم بگذرد

4

چون ز درد هجر گریان بر سر راهش روم

گریه من بیند و خندان و خرم بگذرد

5

مرهمی نه بر دل افگار من، بهر خدا

پیش ازان روزی که کار دل ز مرهم بگذرد

6

هر که از روی ارادت پا نهد در راه عشق

عالمی پیش آیدش کز هر دو عالم بگذرد

7

تا کنون عمر هلالی در غم رویت گذشت

عمر باقی مانده، یا رب! هم درین غم بگذرد

متن شعر کپی شد.