غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۰۳ - شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد...
1
شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
غالبا سوز دل من در دل او کار کرد
2
حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند
این سزای آن که سر عشق را اظهار کرد
3
ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست
هرچه با من کرد دور چرخ کج رفتار کرد
4
عاشقان زین پیش دایم عزتی می داشتند
محنت عشقش عزیزان جهان را خوار کرد
5
عشق آسان می نمود اول به امید وصال
ناامیدی های هجرانش چنین دشوار کرد
6
در بلای عشق کی خوانم دعای عافیت؟
کز دعاهای چنین می باید استغفار کرد
7
فی المثل گر خاک خواهد شد رقیب سنگدل
خواهد از خاکش فلک راه مرا دیوار کرد
8
گاه گاهی گر هلالی را بپرسی دور نیست
زان که آن بیچاره را این آرزو بیمار کرد