کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴ - مسکین طبیب، چاره دردم خیال کرد...

1

مسکین طبیب، چاره دردم خیال کرد

بیچاره را ببین چه خیال محال کرد؟

2

کی می رسد خیال طبیبان به درد من؟

دردن بدان رسید که نتوان خیال کرد

3

دارد هزار تفرقه دل در شب فراق

کو آن فراغتی که به روز وصال کرد؟

4

گل پیش عارض تو شد از انفعال سرخ

آن خنده ای که کرد هم از انفعال کرد

5

سنگین دلی که اسب جفا تاخت بر سرم

موری ضعیف را به ستم پایمال کرد

6

سلطان وقت شد ز گدایان کوی عشق

درویش میل سلطنت بی زوال کرد

7

گفتی که حلقه ساخت هلالی قد تو را

آن کس که ابروان تو را چون هلالی کرد

متن شعر کپی شد.