کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۲ - شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد...

1

شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد

بیا ای بخت کاری کن که ما را کار پیدا شد

2

به کنج عافیت می خواستم کز فتنه بگریزم

بلای عشق ناگه از در و دیوار پیدا شد

3

جگر خون ست، ازان این گریه خونین پدید آمد

دلم زارست، ازان این ناله های زار پیدا شد

4

نمی خواهم که خورشید جمالش جلوه گر گردد

در آن منزل که روزی سایه اغیار پیدا شد

5

عزیزان را ز سودای کسی آشفته می بینم

مگر آن یوسف گم گشته در بازار پیدا شد؟

6

طبیبا هر که را بیماری هجران فگند از پا

اجل پیش از تو بر بالین آن بیمار پیدا شد

7

به سویش بگذر ای باد صبا و ز من بگو آن جا

که در هجرت هلالی را بلا بسیار پیدا شد

متن شعر کپی شد.