کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۳ - افروخت رنگت از می و دل ها کباب شد...

1

افروخت رنگت از می و دل ها کباب شد

روی تو ماه بود و کنون آفتاب شد

2

گفتم به دور عشق تو سازم سرای عیش

غم خانه ای که داشتم، آن هم خراب شد

3

این آه گرم بی سببی نیست دم به دم

یا سینه سوخت، یا دل سوزان کباب شد

4

ناصح زبان گشاد که تسکین دهد مرا

نام تو برد و موجب صد اضطراب شد

5

خوناب دیده این همه دانی که از کجاست؟

خونی که بود در دل غم دیده آب شد

6

هر جا که هست روی تو در پیش چشم ماست

کس در میان ما نتواند حجاب شد

7

فارغ نشسته بود و هلالی به کوی زهد

ناگه لب تو دید و خراب شراب شد

متن شعر کپی شد.