کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۵ - بر سر بالین طبیب از ناله من زار شد...

1

بر سر بالین طبیب از ناله من زار شد

از برای صحت من آمد و بیمار شد

2

دوش در کنج غم از فریاد دل خوابم نبرد

بلکه از افغان من همسایه هم بیدار شد

3

صبر می کردم که درد عشق خوبان کم شود

لیک از داروی تلخ اندوه من بسیار شد

4

مدعی گویا برای کشتن ما بس نبود

کان مه نامهربان هم رفت و با او یار شد

5

هر که را سودای زلف آن پری دیوانه کرد

خانمان بر هم زد و رسوای هر بازار شد

6

من سگت، ای ترک آهو چشم، برقع باز کن

کز برای دیدن روی تو چشمم چار شد

7

بس که آمد بر سو کویت هلالی همچو اشک

از نظر افتاد و در چشم عزیزت خوار شد

متن شعر کپی شد.